فاطمهفاطمه، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 12 روز سن داره

نخود مامان

درباره دخترم

سلام به عروسکم که وقتی از خواب بیدار میشه البته معمولن ظهرا میگه مامان بیا کارت دارم منم که میرم زودی میگی پایین میخای از تخت بیای پایین عشقم از پلیس میترسه ماجراش مفصله یک شب که داشتیم به خونه برمیگشتیم تو کوچه بغلی کلی پلیس جمع شده بود یه پسری بد جور مست کرده بود و اربده میکشید من از بابایی پرسیدم چرا پلیس اومده عشقم فکر کرد اون که اربده میکشه پلیسه بابایی بهش گفت پلیسا خوبن و..... اما کو گوش شنوا راستش ما هم از خدامون بود نخود از چیزی بترسه از اون موقع هر وقت حرف گوش نمیده میگیم الان زنگ میزنیم پلیس ببخشید اقاهای پلیس هر وقت بابا یی میخاد بره بیرون و یا هر کس دیگه فاطمه کلی گریه میکنه ما هم از این ترفند استفاده میکنیم که بابایی رفت پلیسو...
4 آذر 1392

برای دخترم

دختر شیطونم منو ببخش دیر به دیر برات مینویسم فکر کنم دچار افسردگی فصلی شدم از پاییزو زمستون بدم میاد از سرماش از روزای کوتاهش از شبای بلندش که خیلی وقتا به خاطر بارون و سرما بیرون هم نمیشه رفت کلن عشقم کلافه ام. از تو بگم که از وقتی از مشهد اومدیم خیلی برنامه خوابت بد شده معمولن ٥ یا ٦ صبح بیدار میشی و ٢ تا ٣ ساعت بیداری بعد میگیری میخابی و من خیلی اذیت میشم و جالب ابنجاس که قبلن وقتی میخاستی بخوابی خودت میرفتی سر جات اما الان باید پیش ما بخوابی بعد ببرمت سر جات از زبونت بگم که ماشالا باز شده و کلی حرف میزنی و شیرین تر شدی از امروزم بگم که جمعه بود و خاله و مامانی اومدن خونه مون چنجه زدیم و شب رفتیم سمرقند خاله خرید داشت وقتی هوا سرده اخه ک...
2 آذر 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نخود مامان می باشد