واکسن فاطمه
امروز ١٩ خرداد دخمل گلم واکسن ١٨ ماهگیشو زد..الههی بمیرم یکی به دستش و یکی به پاش!! تازه خانومه که براش واکسن زد گفت که واکسن ١٨ ماهگی واکسنه سختیه!!!! الانم قطره ی استامینوفنش رو خورده و مثله یه جوجوی مریض لالا کرده!!بمیرم الهی!!:(
نویسنده :
یلدا
13:04
مامانی مايده
مامانی جوون مامان و من خیلی تو رو دوست داریم..خواستم توی صفحه ی وبلاگم ازت تشکر کنم..تو مامانه دوم منی..مامان عبیر برام تعریف کرده که تو چه زحماتی برام کشیدی..چه شب هایی که با مامان عبیر تا صبح بیدار موندی..امید وارم وقتی بزرگ شدم زحماتت رو جبران کنم..خیلی دوستت دارم مامانه مامانم!!!:-*
نویسنده :
یلدا
19:21
فاطمه خیلی شیطوونه!!:))
فاطمه خانووم از وقتی که به دنیا اوومد خییییلی وق و ویق می کرد..نی نیه ما تا صبح بیدار می موند! و اگه مامانی مائده نبود مامان عبیر واقعا از عهده ی نی نیش بر نمیومد!حالا که این نی نیه من بزرگ شده خیلی خیلی شیطون شده و از دیوار راست میره بالا!!:))دختره گله مامان منتظرم هر چی زود تر بزرگ و خانوم شی که منم یه نفسه راحت بکشم.!!!:-* مامانی مائده مامانه فاطمه و فاطمه عاشقتن شدییییییید!!راستی فاطمه از چند ماه پیش یاد گرفته که بگه مامانی!!!!:-*
نویسنده :
یلدا
19:19
کلماتی ک فاطمه خانوم میگه!!:x
مامان مامانی بابا ددیر(غدیر) اله(خاله) بیده(بده!) نمی دم نه بله اره بی بی جدو الو آب نون عمو عمه ...
نویسنده :
یلدا
19:18








