فاطمهفاطمه، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 11 روز سن داره

نخود مامان

جلسه 5 خلاقیت

عشقم یک جلسه خلاقیتو غیبت داشتیم مشهد بودیم در جلسه ٥ شما با مفهوم سبک و سنگین اشنا شدید به این شکل که خاله یه طشت اورد و اب ریخت توش اونوقت چندتا سنگ اورد و به شما گفت سنگینه میره ته اب اما نی سبکه میمونه روی اب تو که فقط میخاستی اب بازی کنی حالا نمیدونم فهمیدی ایا؟ ...
4 آبان 1392

ما اومدیم

سلام ما اومدیم کلی خسته ام انشالا بعد رفع خستگی عکسا رو اپلود میکنم بلیط هواپیما گیرمون نیومد با قطار رفتیم کلی استرس داشتم که نخودم اذیت میکنه اما زیارت امام به همه جی می ارزید رفتنی نخود اذیت نکرد ولی برگشتنی اذیت کرد منم کلی خسته بودم اخه خانم اصلن رضایت نمیدادن راه برن همش بغلم بود کمر و دستم واقعن درد گرفت نخودم اولین بارش بود که میرفت مشهد عروسکم ١ سالو  ده ماهگی مشهدی شدی از این بگم که ماشالا زبونت خیلی باز شده خیلی از جملاتو میگی مخصوصن مشهد خیلی زبونت باز شده بود مثلن حرم که رفتیم یه خانمه  دیدی داشت گریه میکرد گفتی مامان خاله گریه میکنه یا وقتی سوختی گفتی مامان پی پی درد و خیلی جملات دیگه این مال منه  از اینا می...
30 مهر 1392

ما داریم میریم

سلام میگن باید طلبیده شی واقعن درسته خیلی اتفاقی منو فاطمه طلبیده شدیم بریم پیش امام رضا البته بدون بابایی  السلام علیک یا ثامن الحجج عید قربان هم بر همگی مبارک باشه پیشاپیش ...
23 مهر 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نخود مامان می باشد